
انیس کنج تنهایی کتاب است
فروغ صبح دانایی کتاب است
بود بی مزد و منت اوستادی
ز دانش بخشدت هر دم گشادی
ندیمی مغز داری پوست پوشی
به سر کار گویایی خموشی
درونش همچو غنچه از ورق پر
به قیمت هر ورق زان یک طبق در
ز یک رنگی همه هم روی و هم پشت
گر ایشان را زند کس بر لب انگشت
به تقریر لطایف لب گشایند
هزاران گوهر معنی نمایند
برچسب: شعر غزل,شعر,شعر عاشقانه,شعر عن الحب,شعر حب,شعر نو,شعر عن الام,شعر حافظ,شعر مولانا,شعر نزار قباني,
نویسنده: رضا ابراهیمی